پيتر سنگه و سازمان يادگيرنده
نظریه سازمان یادگیرنده
تحولات دنیای امروز و تغییرات سریع، همه بخش ها را مجبور به تغییر در روش های سنتی نموده است. یکی از بخشهایی که از این موضوع تاثیر پذیرفته سازمان ها هستند. اداره سازمان ها، بزرگ یا کوچک با روش سنتی مدیران را با چالش جدی مواجه می کند. عصر ادارة سازمان های مخروطی به پایان رسیده و دیگر مدیران نمی توانند در برج عاج بنشینند و فرمان صادر کنند و سلسله مراتب به قاعدة مخروط برای اجرا ابلاغ شود. امروزه به سازمان به شکل یک کل نگریسته می شود و آن را موجودی زنده، پویا، منعطف و در حال تکامل می پندارند. سازمان یادگیرنده عنوان جدیدی است که در مدیریت مطرح شده است. «پژوهش های انجام شده در این زمینه بیانگر تاثیر سازمان های یادگیرنده بر افزایش یادگیری گروهی درون سازمانی و همچنین با سازمان های بیرونی مرتبط با سازمان اصلی است» .
با این نگاه سازمان ها نیازمند استفاده از الگوهای جدیدی برای کنار آمدن با تغییرات و تحولاتی که هر روزه شتاب آن افزایش می یابد، هستند. صاحب نظرانی چون الوین تافلر، پیتر دراکر، جک ولش، شوث نازایلوف، چارلز هندی و پیتر سنگه مبادرت به بازنگری مفاهیم سنتی در حوزه مدیریت و ارایه نظرات جدید در این زمینه نمودند که تحت عنوان سازمان یادگیرنده شهرت یافته است.
نظریه سازمان یادگیرنده در فرآیند نظریه سیستمی و با تکیه بر آن به وجود آمده است. این نظریه، سازمان را به مثابه سیستمی باز، صاحب اندیشه و زنده در نظر می گیرد. با تاکید بر این نکته که سازمان مانند ذهن انسان برای تطبیق با شرایط متغیر محیطی، به دریافت بازخورد متکی است.
تعریف سازمان یادگیرنده
از نظر پیتر سنگه: سازمان یادگیرنده سازمانی است که با استفاده از افراد، ارزش ها و سایر خرده سیستم و با تکیه بر درس ها و تجربه هایی که به دست می آورد، به طور پیوسته عملکرد خود را تغییر می دهد و بهبود می بخشد.
از نظر گاروین: (David A. Garvin) سازمان یادگیرنده، سازمانی است که در بدست آوردن دانش، ایجاد و انتقال آن و نیز اصلاح رفتار خود در واکنش به دانش ها و بصیرت های جدید، مهارت دارد.
پنج دیسیپلین سازمان یادگیرنده از نظر سنگه:
1– توسعه قابلیت های فردی (personal mastery ): مهارت کشف کردن و نیز تعمیق مداوم بینش فردی
2– الگوهای ذهنی (mental models ): توانایی کشف تصاویر درونی از جهان بیرون به منظور بررسی و تحلیل آنها و ابراز آن تصاویر برای تاثیر گذاری بر دیگران
3– آرمان مشترک (sheared vision ): عمل کشف تصاویر مشترک از آینده که تعهد واقعی را در افراد تقویت می کند.
4– یادگیری تیمی (team learning ): تاکید بر کار گروهی و حل مشکلات به صورت گروهی به عنوان عملیات اساسی به منظور توسعه ایده های نو است.
5– تفکر سیستمی (system thinking ): اصلی که اصول مذکور را با هم ترکیب و تکمیل و آنها را به عنوان مجموعه ای واحد از تئوری و عمل مطرح می کند.

ویژگی های سازمان های یادگیرنده
1- در سازمان های یادگیرنده تمامی اجزا به هم ارتباط و پیوندی عمیق دارند. به طوری که پیتر دراکر این گونه سازمان ها را به ارکستری تشبیه میکند که هر کس ساز خود را می زند. اما نکته مهم این است که تمامی نوازندگان عمیقاً تابع و مرتبط با رهبر ارکستر هستند و نتیجه کار یک آهنگ موزون است. طبیعت سازمان های یادگیرنده امروزی نیز چنین است که با پرسنل گسترده و با فرهنگ های متفاوت همچنان در حال رشد و فعالیت هستند؛ نظیر شرکت های IBM یا مایکروسافت.
2- روانی جریان اطلاعات در سازمان؛ این روانی باعث افزایش دانش و رشد مدیریت نیروی انسانی در سازمان می شود، با رشد دانش پرسنل میزان هوش سازمان ها افزون و بهره وری آنان ارتقا می یابد.
3- ارتقا مستمر اطلاعات و توانمندي هاي کارکنان: کارکنان به علت آموزش های مکرر و تفویض اختیار و ایجاد تیم ها و انجام بحث های گروهی به ارتقای اطلاعات و توانمندی خود می پردازند چنین روندی باعث می شود فرهنگی بسیار قوی در سازمان حاکم و آرمان یا دیدگاه مشترکی میان نیروی انسانی و سازمان فراهم آید.
4- رهبری قوی سازمانی؛ در این حالت استراتژی کلی سازمان به صورت مشترکی خواهد بود، این استراتژی از پایین به بالا تنظیم می شود. اطلاعات به صورت باز جریان دارد و تمامی بخش ها با اطلاعات و توانمندی بالایی که به دست آورده اند در تعامل منطقی با یکدیگر قرار می گیرند.
